عبد المحمد آيتى

288

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

مظلومان لشكر به جانب شام روانه كرد . نخست وارد موصل شد و در قصر بدر الدين لؤلؤ فرود آمد . در اين حال امير سلطان پسر امير حسام الدين مهنا از بغداد برسيد . سلطان او را بنواخت و ده هزار دينار زر در دامن او ريخت و همراهان او را نيز جامه و زر انعام داد و فرمان صادر كرد تا حله و كوفه و شفاته ( ؟ ) با اعمال را كه زيادت از چهل تومان ( - چهار صد هزار دينار ) زر حاصل آنهاست به رسم اقطاع به دو دادند . پس بساختن آلات حرب پرداخت و آنچه مشاهده افتاد بدين شرح بود : پنجاه و پنج هزار دينار صرف ساختن پل‌ها و كشك‌انجيرها « 1 » و منجنيق‌ها در سنجار و ميردين ( - ماراين ) شد و منجنيق‌ها كه در بغداد بود بدان افزوده گشت . در اثناء اين امور هزار و پانصد دست زره و قنغلنزق كه در فرنگ ساخته شده بود برسيد [ 554 ] و دويست و شصت سر اسب با ساخت و ستام مرصع و پوشش زركش بر دست غلامان روان ساختند و دو هزار و پانصد اشتر آماده كردند و نود چرخ‌انداز و يازده هزار و كسرى تيرانداز و هفده كشك‌انجير قلعه‌شكاف و صد قاروره نفط و صد كوس و صد علم و سيصد و شصت مرد نقّاب با كلنگ‌هاى تيز و پنجاه هزار پوست جهت ساختن خرك‌ها براى عبور دادن بارها از پى لشكر روان كردند . در سلخ رجب پس از ترتيب مجلس جشنى به جانب سنجار روان گرديد در حالى كه چوپان نوئين و سونج « 2 » و ايسن قتلغ و وزير و صاحب‌ديوان و توقمان « 3 » و طغاى اختاچى « 4 » و محمد هرزه و ستاى و ترمتاز و اميرزاده و امير على و محمد خواجه و يكان « 5 » تيمور و ارداى قازان و امراى مصرى ناغولدار « 6 » و تولاك و قتلغ‌قيا و استقجاق « 7 » و صد هزار سپاهى همراه او بودند . روز آدينه چهاردهم شعبان 712 در موصل عرض لشكر كرد . [ 555 ] در سلخ شعبان به كنار فرات رسيد در مدت يك روز پلى ساختند . آب

--> ( 1 ) - چ : كشك‌انجر . ( 2 ) - چ : سوينج ( 3 ) - چ : توقيمان ( 4 ) - چ : طغاى حاجى . ( 5 ) - چ : تكان . ( 6 ) - چ : تاغولدار ( 7 ) - چ : استعجاق